شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

201

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

اكنون من شما را به خدا مىسپارم . راوى گفت : به خدا سوگند ! زهير ، همواره بر سپاه دشمن مىتاخت تا اينكه در ركاب امام عليه السّلام به شهادت رسيد « 1 » . به نقل ابو مخنف : زمانى كه حرّ بن يزيد ، راه را بر امام بست و مانع حركت آن حضرت شد و خواست او را در منطقهء دلخواه خود فرود آورد ، حضرت ، خواستهء او را نپذيرفت و سپاه حرّ به موازات سپاه امام به حركت در آمده تا به منطقهء ذى حسم رسيدند ، حضرت در آنجا براى يارانش خطابهاى ايراد كرد كه در آن آمده است : « اما بعد : فانّه نزل بنا من الأمر ما قد ترون . . . » . زهير به پا خاست و به ياران خود گفت : شما سخن مىگوييد يا من سخن بگويم ؟ گفتند : شما سخن بگو . وى حمد و ثناى خدا را به جا آورد و سپس خطاب به امام عليه السّلام عرضه داشت : اى هدايت‌يافتهء الهى ! اى فرزند رسول خدا ! پيامت را شنيدم ، به خدا سوگند ! اگر دنيا ماندنى و نيز قرار بود ما در آن ، جاودان به سر بريم و با يارى و همنوايى با شما از آن موهبتها جدا و محروم شويم ، مبارزهء در ركاب شما را بر ماندن در اين دنيا ترجيح مىداديم و امام عليه السّلام در حق وى دعاى خير فرمود « 2 » . به روايت ابو مخنف : هنگامى كه حرّ ، امام حسين عليه السّلام را براى فرود آمدن در آن منطقه در تنگنا قرار داد و از ناحيهء ابن زياد فرمانى به او رسيد كه امام حسين عليه السّلام را در منطقهاى خشك و بىآب و علف و دور از آبادى فرود آورد ، امام عليه السّلام به دو فرمود : « دعنا ننزل فى هذه القرية ؛ بگذار ما در اين آبادى يعنى نينوا « 3 » ، يا غاضريه و يا شفيّه [ آبادىهاى نزديك كربلا ] فرود آييم » .

--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 302 . ( 2 ) . همان : 3 / 307 . ( 3 ) . محلى در نزديكى كربلاست ، « غاضريه » نيز در نزديكى كربلا و منسوب به « غاضره » تيرهاى از بنى اسد است .